تبلیغات
اثاروبركات صلوات - اداى قرض

اداى قرض

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 5 بهمن 1389   08:23 ب.ظ

44. اداى قرض :
در تاریخ مدینه دهلویست كه یك مرد نیك سه هزار اشرفى وام داشت و بستانكار از او شكایت كرد او را نزد قاضى برد، و یك ماه مهلت گرفت و رفت به درگاه خداى تعالى و بر پیغمبر - صلى الله علیه و آله - زارى كرد. شب 27 ماه در خواب دید كه یكى مى گوید: خدا وام تو را مى پردازد! برو نزد ابن عیساى وزیر و بگو رسول خدا - صلى الله علیه و آله - مى فرماید سه هزار و امم را بپرداز.
بیدار شد و شاد بود و با خود اندیشه كه اگر گفت : نشانه این واقعه چیست ؟ چه گویم ؟ آن روز خودارى كرد و شب دوم هم همین خواب را دید و شادمان بیدار شد و باز هم شرمش آمد و آن روز هم نزد وزیر نرفت .
شب سوم باز پیغمبر را خواب دید كه سبب نرفتن را از او پرسید و گفت : از شما نشانى راستى این واقعه را مى خواهم ؟
پیغمبر آن را پسندید و فرمود: به او بگو تو پس از نماز سپیده دم تا بر آمدن خورشید پیش از آن كه با كسى سخن گویى پنج هزار باربر من صلوات مى فرستى و جز خدا و كرام الكاتبین آن را ندانند.
روز سوم و خوابش را با نشانى گفت ، وزیر شاد شد و گفت : مرحبا به رسول خدا - صلى الله علیه و آله - و سه هزار اشرافى براى هزینه عیال و سه هزار براى سرمایه كار از من خواست پیوند دوستى از او نبرم و هر نیازى را به او پیشنهاد كنم .سه هزار را نزد قاضى بردم و بستانكار را با افسوس و آه نزد او دیدم و پول ها را شمردم و داستان را گفتم
قاضى گفت : چرا همه كرم از وزیر باشد، من خود وام تو را مى پردازیم .
بستانگر گفت : من سزوارترم كه بگذاریم و گفت من براى خدا و رسول خدا از این پول گذشتم . قاضى گفت : من آن چه در راه خدادام پس نگیرم و همه اموال را با خود آوردم شكرگزار خدا و مصلى بر پیغمبرش . (21)

45. خوشبو شدن روى به بركت صلوات :
در شفاءالاسقام است محمد بن سعید
روایت شده كه و گفت : با خود عهد بستم پیش از خواب به شمار معین صلوات بر پیغمبر - صلى الله علیه و آله - فرستم و شبى با خاندانم در غرفه اى خوابیدم و در خواب دیدم كه آن حضرت وارد شد و دیوارهاى خانه به نور جمالش روشن گردید و فرمود: آن دهانى كه بر من صلوات مى فرستاد كجاست تا آن را ببوسم ؟
من شرم كردم دهانم را جلو ببرم ، صورتم را جلو بردم ، آن را بوسد. از شادى بیدار شدم و خاندانم را بیدار كردم و بوى خوشش در غرفه پیچیده و گویا پر از مشك اذفر بود.


نوشته شده توسط:naser taheri