تبلیغات
اثاروبركات صلوات - من از محاسبه ثواب عاجزم

من از محاسبه ثواب عاجزم

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 5 بهمن 1389   07:29 ب.ظ

19. من از محاسبه ثواب عاجزم
رسول خدا - صلى الله علیه و آله - فرمود:
وقتى به معراج رفتم دیدم ملكى را كه هزار هزار دست دارد یك میلیون و هر دستى هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتى هزار هزار بند دارد.
آن ملك گفت : من حساب دانه هاى قطرات باران رامى دانم كه چند تا در صحرا و چند دانه در دریا مى بارد، وعرض كرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا حال را مى دانم آن وقت عرض كرد: حسابى است كه من از محاسبه آن عاجزم .
فرمود: چیست ؟.
عرض كرد: هرگاه جماعتى از امت تو با هم باشند و با هم برتو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم اللهم صل على محمد و آل محمد

20. صلوات خدا بر صلوات فرستنده
احمد حنبل ، در مسند خود، از عبدالرحمن بن عوف روایت كرده است :
روزى رسول خدا - صلى الله علیه و آله - از مدینه بیرون رفت ، وارد نخلستان شد، به سجده رفت . سجده آن جناب ، آن قدر طول كشید كه من ترسیدم مبادا آن حضرت ، وفات كرده باشد. آمدم به آن حضرت نگریستم . سر مبارك را از سجده برداشت ، و فرمود: تو را چه مى شود؟
من صورت حال را به عرض رسانیدم فرمود: جبرییل بر من نازل شد، و گفت مى خواهى تو را بشارت دهم ؟ به درستى كه حق تعالى فرمود: هر كه بر تو صلوات فرستد، من بر او صلوات مى فرستم . و هر كه بر تو سلام گوید من بر او سلام مى گویم .

21. سؤ ال از ثواب صلوات در خواب :
در دارالسلام محدث نورى رحمه الله علیه مى فرماید:
در خواب دیدم گویا سوار بر اسب با جمعیت بسیارى از بالاى كوه بلندى پایین مى آییم ، ناگهان متوجه شدم كه رسول خدا صلى الله علیه و آله - سواره در پیش روى ماست و ما پشت سر آن حضرت - صلى الله علیه و آله - حركت مى كنیم و بین ما و آن بزرگوار- صلى الله علیه و آله - اندكى فاصله هست ، و كسى با آن حضرت - صلى الله علیه و آله - نیست .
در این موقع از اسب پیاده شده و از جمعیت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم ، مهار اسبش را گرفتم ، و بر او سلام نمودم ، و عرضه داشتم : ثواب كسى كه بگوید - و یكى از اذكار معروف از تهلیل (13)و حولقه (14) و صلوات را بیان داشتیم كه پس از بیدارى آن را فراموش كردم - چیست ؟
رسول خدا - صلى الله علیه و آله -با تبسم به من ، توجه نمود و فرمود: درباره چه كسى ؟
دریافتم كه مقصود آن حضرت - صلى الله علیه و آله این است كه ثواب براى هر گوینده اى نیست عرضه داشتم : كسى كه ایمان به خدا و شما و - ائمه علیهم السلام - داشته باشد.
فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا میكند معدن كبریت كه از آن طلا بیرون مى آید، و دوم معدن یاقوت ، و آن گاه بقیه را مشابه آن دو بیان فرمود
و من ترتیب آنها را فراموش كردم و آنگاه سكوتى كرد و در حالى كه ما پشت سر آن حضرت صلى الله علیه و آله حركت كردیم دوباره به من نگاه كرد و با تبسم فرمود: اما معدن اول منم . و باقى معادن را به سایر پنج تن آل عبا تاءویل نمود.
در این موقع چنان سرور و خوشحالى به من دست داد كه جز خدا كسى نمى داند، تا این كه به پایین رسیدیم ، و آن گاه آن حضرت صلى الله علیه و آله - از كوه دیگرى بالا رفت و من همراه جمعیت بازگشتم . و پس از یك ماه خداوند زیارت خانه اش و زیارت قبر پیامبرش صلى الله علیه و آله را نصیب من فرمود.


نوشته شده توسط:naser taheri